شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۸

رو در روی آیینه قدی ایستادم،تُرد،جوان،کشیده،باغرور گفتم:بهتر از این ممکن نیست.جامه ام سبزآبی بود،رنگی که پوستم را جلا می بخشید.انگشت های دو دست را شانه وار گشودم،در موهایم فرو کردم،آنگاه خرمن موها را روی شانه هایم رها کردم.نگاهی به ساعت مچی انداختم،الان خواهد آمد.دلم می لرزید،گونه هایم داغ،گلویم خشک بود.نگاهی دیگر به سرتاپایم انداختم.چه کم داشتم:هیچ!

 

جلو آیینه ایستاده ام،خسته،اندکی فربه،با چشمانی که به منت خط چشم اندک فروغی به آن ها بخشیده ام،با موهایی که چندین بار به رنگ های گوناگون آراسته ام،زیتونی،نقره ایی،قهوه ایی،با این همه رنگ سفید به چشم می خورد،بیش از پیش.چه کم دارم؟همه چیز و بیش از همه طراوت جوانی و ساده دلیِ کودکانه،و اکنون دستی دارم که به جای دل می لرزد.

نوشته شده توسط : صبور بانو
شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸

آقا! اجازه!

یه سوال داشتیم:

ما کلاس اوّلیا که هَر روز سرِ صف تو مراسم صُب گاه

ده تا زنده بادُ و مُرده باد می گیم،وقتی بزرگ شدیم

می تونیم آدمای دیگه رُ دوس داشته باشیم؟

نوشته شده توسط : صبور بانو
شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸

 

تاریخ به جنون ویرانی رسیده، رویاها به غارت می روند،

مهربانی منقرض می شود. حنجره ها آواز را از یاد می برند،

خزیده در خود

ماهیت، سرشار ِ بدنامی و احساسات، لبریز ِ تجاوز

.

.

.

سرگردان، خزیده در خود

کرکس ها بر لاشۀ روح های تاراج زده پرواز می کنند

آزادی در حد سکوت، قلب ها اسیر فلسفه

گناه آلوده خزیده ام در خود

و

.

.

.

آرزوی بودن با تو را نقاشی می کنم!!!

نوشته شده توسط : صبور بانو
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸

سال ها پیش دل در گرو روی تو بود،خنده ای کردی و از منزل مقصود گذشتی.

هرچه فریاد زدم، داد زدم در پی قلبت، رفتی و بی خبر از مرگ دلم بازنگشتی.

دل فرو ریخت پس از رفتن تو در خم سینه، سینه گنجینه بی تابی من شد.

اشک گرمی که چکید از سر غم بر یخ آهم، شاهد روز خموش من و بی خوابی من شد.

تیره شد ثانیه های نگرانی، در عبور قلم از لحظه تلخ صفحاتم ،

یاد زیبای تو در خرمن غم شعله ورم کرد،عهد بستم که تو را دفن کنم در لحظاتم.

روزها در پی هم رفت و فراموش نکردم،گرمی دست شماتت گر غم را،

دل به دریا زدم و در گذز عشق نهادم،قلب و خاکستر جامانده ز آوار دلم را.

نوشته شده توسط : صبور بانو
آرشیو

بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸۳


لینک دوستان
! اینطوری

Daily of Mr.Zip & Mrs.ZigZag

Memory of English -1381- Roudehen

اتاق خالي

آخرین وسوسه های من

آدم شدن چه سخت است

اعتراف های عریان

آهو نمی‌شوی به اين جست‌وخيز، گوسِپند

بار دیگر شهری که دوست می داشتم

باران نارنجی

پاييز

ته سیگار

خود ......ارضایی

دانشجویان دانشگاه آزاد - ورودی 1381

دل دات کام

ديفـال مستـراح

رویای کوچک

زاویه

زنانه ترین اعترافات حوّا

زوربا

ساحل آرامش

سراب ساز سودا ستیز

سلام غریبه

عروسک سنگ صبور

کابوس واره

كاغذ و قلم

کمی بیرون قاب قدم بزنیم

گامباي دوست داشتني

گیس طلا

گیلاس خانومی هستم

لولي دیـــــــوانه:::شالیز

مژگان ضحاکی

مستان همای

من و ام اس

من یک زن هستم

هذیانهای دیوانه ای تب آلود