شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩

دیگر نگو بر نمی گردی، دلم از این صراحت خاکستری می لرزد،داری حتی مشتی خاک را از دست های بی کسی من دریغ می کنی،همیشه این من، بر درگاه گریه ها می ایستم و به انتظار گردی از حضور تو،دانه های تسبیح را می شمارم، نگو که نمی دانی این همان تسبیحی است که آن روز غروب بر گردن دلتنگی هایم انداختی و گفتی، دانه های آبی اش به هنگام شمردن روزهای فاصله هرگز تمام نمی شوند.

ببین مادربزرگ، دندان دوری ها تا آخر سیب دیدار را جویده است، و من به هوای بار و بری از خاطره ها دانه اش را در باغچۀ آرزو ها، کنار بابونه هایی که بوی باران می دهند کاشته ام،تا روزی کبوتر نگاهم بر شاخۀ دیدارت بنشیند. دیگر نمی گویم برگرد،نمی نویسم،فقط واژه های همپای آمدن را میان زورقی از خیال می پیچم و کنج طاقچۀ آرزو های محال، کنار قاب عکس مهربانی هایت می گذارم و پا به پای خواستن و نرسیدن که تقدیر همیشه آرزوهایم بود،می بارم ...

دیگر نگو بر نمی گردی،دلم از این همه غربت پر درد می گیرد ...

نوشته شده توسط : صبور بانو
شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩

دستم به وسوسۀ برندۀ  آیینه بر می خورد

وقتی وجدان از واژگان تو گم می شود

 گناه رنگی ندارد، شرم بی معناست

وقتی من می ترسم ،از زنده ماندن می ترسم

براده های مهربان تیغ اعصاب متروکم را می تراشند

درد در رگهایم جاری می شود

این کابوس بد می گسلد

قطره ،قطره ،مویرگ هایم از تو خالی می شوند

نوشته شده توسط : صبور بانو
آرشیو

بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸۳


لینک دوستان
! اینطوری

Daily of Mr.Zip & Mrs.ZigZag

Memory of English -1381- Roudehen

اتاق خالي

آخرین وسوسه های من

آدم شدن چه سخت است

اعتراف های عریان

آهو نمی‌شوی به اين جست‌وخيز، گوسِپند

بار دیگر شهری که دوست می داشتم

باران نارنجی

پاييز

ته سیگار

خود ......ارضایی

دانشجویان دانشگاه آزاد - ورودی 1381

دل دات کام

ديفـال مستـراح

رویای کوچک

زاویه

زنانه ترین اعترافات حوّا

زوربا

ساحل آرامش

سراب ساز سودا ستیز

سلام غریبه

عروسک سنگ صبور

کابوس واره

كاغذ و قلم

کمی بیرون قاب قدم بزنیم

گامباي دوست داشتني

گیس طلا

گیلاس خانومی هستم

لولي دیـــــــوانه:::شالیز

مژگان ضحاکی

مستان همای

من و ام اس

من یک زن هستم

هذیانهای دیوانه ای تب آلود