کسی باید باشه باید

وقتی نشستی داری کنسرت ابی رو می‌بینی به یاد سال‌های جونی، اون وقتایی که حالی داشتی و حوصله‌ای. وقتی ابی داره می‌خونه و داد می‌کشه: "کسی باید باشه باید که سر خستگیاتو به روی سینه بگیره، برای دلواپسی‌هات، واسه سادگی‌ت..."

تو واقعاً نیاز داری که اون کس باشه کنارت. سرت رو شونه‌ش باشه و دست‌ت توی دستش. به این‌جای ترانه که می‌رسه، در آغوش گرفته‌ باشَد‌ِت و  چششو بدوزه به چشات و داد بزنه: "بمـــــــــــــــــــــــــــیره."
بعد حواست دوباره به خودت و ترانه جمع می‌شه و یکی می‌زنی روی شونه‌ات و به خودت می‌گی: "هی، خانوم جون، بیدار شو، کین خیال را ثمری نیست، او نیست، نیست، نیست." 
/ 0 نظر / 59 بازدید